اكبر ترابى شهرضايى

293

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

معناى روايت كه مىگويد : « إذا جاهر الفاسق بفسقه فلا حرمة له » ، « 1 » آيا عدم احترام و سلب آن ، در محدوده‌ى فسقى است كه به آن متجاهر مىباشد ؛ و يا روايت در مقام بيان اين است كه چنين فردى هيچ احترام ندارد ؟ لذا ، مىتوان به متجاهر به زنا ، لواط را هم نسبت داد . او يك موجود بىارزش است ، در حضور يا غيبتش مىتوان هر گناهى را به او نسبت داد . عرف از اين عبارت ، معناى اوّل را مىفهمد ؛ يعنى در رابطه‌ى با عملى كه باكى از ظهورش ندارد ، بدون احترام است . به فردى كه متظاهر به زنا است ، چگونه جايز است نسبت لواط بدهند ؟ شيخ انصارى رحمه الله نيز در مكاسب محرّمه در باب غيبت مىفرمايد : غيبت فاسق در محدوده‌ى گناه آشكارش جايز است ، ولى در گناهان مخفى و غير متجاهر ، مجوّزى براى غيبت نداريم . « 2 » بنابراين ، آن‌چه در ذيل شرط عفّت در تحرير الوسيله آمده است ، كه قذف در فسق ظاهر حدّ و تعزير ندارد ولى در فسق غير متجاهر موجب حدّ است ، مطلبى تام و تمام است .

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . المكاسب المحرمة ، ج 1 ، ص 354 .